به گزارش شهرآرانیوز؛ موریس دوکوتزبوئه، نویسنده، افسر نیروی دریایی روسیه و جهانگرد آلمانیتبار قرن نوزدهم، یکی از چهرههای شناختهشده در میان سفرنامهنویسان اروپایی است. او پسر نویسنده بزرگ آلمان اگوست دوکوتزبوئه است که با دشنه کشته شد، موریس دوکوتزبوئه و اتو برادر بزرگش به همراهی کاپیتان «کروزسترن» و سفیر روسیه «مسیو دورزانف» تا ژاپن نیز رفتهاند.
او سالهای زیادی از زندگی خود را در مأموریتهای نظامی و دریایی گذراند. یکی از مهمترین سفرهای او، مأموریتی است که در دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار و همراه با سفیر کبیر روسیه به ایران انجام داد.
محتوای سفرنامه دوکوتزبوئه آمیزهای از گزارشهای نظامی، مشاهدات مردمشناختی و توصیفات جغرافیایی است. هرچند نگاه او بیتأثیر از ذهنیت اروپامحور زمانهاش نیست، اما نسبت به بسیاری از سفرنامهنویسان همعصر خود دیدگاهی کمتر تحقیرآمیز نسبت به جامعه ایران ارائه کرده است.
سفرنامه سال ۱۸۱۷ میلادی او با سفیر کبیر روسیه که متن فارسی آن با ترجمه محمود هدایت و عنوان «مسافرت به ایران به معیت سفیر کبیر روسیه» در انتشارات امیرکبیر منتشر شده، تصویری زنده از جامعه ایران در حال گذار میان سنت و تغییر را ارائه میکند. دوکوتزبوئه از شهرهایی، چون تبریز، تهران و اصفهان عبور میکند و آداب و رسوم، زندگی روزمره، روابط اجتماعی و ساختارهای اداری ایران را با نگاهی غربگرایانه توصیف میکند؛ نگاهی که گاه با واقعیت فاصله میگیرد، اما همچنان منبع ارزشمندی برای شناخت جامعه آن روزگار است.
در بخشی از این کتاب، او روایتی شخصی از نحوه انتخابش برای این مأموریت ارائه میدهد. او توصیف میکند که چگونه پس از احضار به ارکان حرب روسیه و دیدار با آجودان ژنرال پرنس ولکونسکی از تصمیم اعزامش به ایران مطلع شد و با اندکی نگرانی و کنجکاوی فراوان آماده سفر شد. دو ماه پیش از حرکت، مأمور شد نزد معلم علم نجوم تعلیم ببیند تا دانش لازم برای همراهی سفیر را کسب کند. سپس همراه گروهی از اعضای سفارت از سنپترزبورگ عازم ایران شد و پس از توقفهایی، راهی تفلیس گردید تا به سفیر ملحق شود.
یکی از جذابترین بخشهای سفرنامه، شرح دیدار او با عباس میرزا در تبریز است. دوکوتزبوئه با دقت فراوان فضای باغ، معماری عمارت و آرایش همراهان ولیعهد را توصیف میکند. او لباس ساده و رفتار صمیمی عباس میرزا را نشانهای از نجابت و اصالت او میداند و از توانایی سخن گفتن و تیزهوشی ولیعهد تمجید میکند:
«عباس میرزا که دشمن واقعی تجمل است به لباس ساده سرخی که نقره دوزی شده بود ملبس بود. مانند تمام ایرانیان کلاه سادهای از پوست بره سیاه داشت، تنها زینتش عبارت از یک خنجر مرصع بود. همچنان که سفیر پیش میرفت عباس میرزا گامی چند پیش آمده دوستانه دست وی را گرفت. سفیر کبیر نامه سلطان خود را تقدیم داشت، شاهزاده نامه را گرفته به رسم آسیا بر سر نهاد و نزدیک خود کنج پنجره گذاشت. ولیعهد دولت ایران حدود سی و پنج سال دارد، حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است، خیلی قشنگ صحبت میکند، به فاصله میخندد و چشمانش آینه ضمیر اوست، مکر و کید در آن مشاهده نمیشود، از فجایعی که در نتیجه قوانین سخت مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری میکند.»
گزارش او از آداب تشریفات رسمی، نحوه دریافت نامه سفیر و گفتوگوهای کوتاه میان دو طرف، تصویری روشن از مناسبات سیاسی و فرهنگی ایران آن دوره ارائه میدهد.
در پایان این بخش، نویسنده از تأثیری که عباس میرزا بر او و همراهانش گذاشت سخن میگوید؛ تأثیری همراه با احترام و تحسین نسبت به شخصیت و منش ولیعهد. اگرچه دوکوتزبوئه در بخشهایی از سفرنامه دچار قضاوتهای یکجانبه یا برداشتهای نادقیق میشود، اما در مجموع اثر او یکی از منابع معتبر برای شناخت وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران در اوایل قرن نوزدهم بهشمار میآید و همچنان مورد استفاده پژوهشگران تاریخ ایران قرار میگیرد.
کتاب «مسافرت به ایران؛ به معیت سفیرکبیر روسیه در سال ۱۸۱۷» نوشته موریس دوکوتزبوئه با ترجمه محمود هدایت توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.
منبع: مهر